تبلیغات
شهرستان شازند (شازند، آستانه، مهاجران، هندودر، توره، شهباز) - مراسم جشن ناقالی، سرگرمی نوستالژیک دهه 50
بسم الله الرحمن الرحیم ***خوش آمدید*** وبسایت شهر آستانه علوی کاملا خودگران مدیریت میشود و تحت امر و اشراف هیچ نهاد و ارگانی نیست. مشتاقانه پذیرای انتقادات وپیشنهادات شما هستیم.

..:: مراسم جشن ناقالی، سرگرمی نوستالژیک دهه 50::..

نوشته شده توسط حامد زمانی

به گزارش پایگاه خبری شازند ما، یکی از نمایش‌بازی‌های جشن سده، آیین کوسه ناقالدی(به زبان محلی ناقالّی)متعلق به فصل زمستان است و معمولا با گذشت چهل روز از زمستان و پنجاه روز مانده تا بهار برگزار می شده است.

مردم معتقد بودند که آمدن ناقالدی شگون دارد و باخود خیر و برکت به همراه می آورد و موجب باروری و زایش میش و بزها و گاوها می شود.

این جشن توسط گروه کوسه که متشکل از چوپانان بوده برگزار می شده و این گروه به میمنت شکستن کمر سرمای زمستان در روز دهم بهمن با آیین های نمایشی خاص آن را اجرا می کردند که با استقبال گرم مردم مواجه می شد.
 

 


چوپانان و بعضاً افراد فقیر و بی چیزی که اجرا کنندگان این مراسم بودند از این راه چیزی به دست می آورند تا زمستان را راحتر بگذارنند. با فرارسیدن ایام ناقالی کودکان و نوجوانان و حتی مردم خوشحال می شدند چون بر این باور بودن که کمر زمستان شکسته و بهار نزدیک است و این مراسم موجب تفریح، سرگرمی و تفنن آنها نیز بوده است.این جشن در روزگاران قدیم مخصوص چوپانها و گله داران بوده است.

گروه برگزار کننده جشن ناقالدی متشکل از سه تا پنج نفر بودند که هرکدام بر اساس مهارت و توانایی نقش «کوسه»، «عروس کوسه» و «تگه» (بز نر) را عهده دار می شدند.

در این آیین معمولا چندین دختر بچه و پسر بچه نیز بعنوان توبره کش ناقالدی ها به جمع آوری هدایای مردم می پرداختند .

این گروه با موسیقی، سر و صدای زیاد زنگوله ها و آوازخوانی در کوچه و معابر شهر و روستا ظاهر می شدند و عایدات جمع آوری شده از این مراسم نیز در بیشتر مناطق همان منطقه بین خانواده فقیر و نیازمند تقسیم می شد.

شهرستان شازند هم از جمله شهرستانهای استان مرکزی است که در گذشته، این آیین در نقاط مختلف شهرستان برگزار می شده و قدمتی دیرینه در شازند دارد.
 

 


در این آیین فردی که نقش کوسه را پذیرا می شد جُبه ای بلند را وارونه بر تن می کرد و زنگوله های به آن می آویخت و علاوه بر آن زنگوله های فلزی ریزی را نیز بدستان و زانوان خود متصل می کرد و فردی هم که نقش کوسه را داشت صورت خود را سفید رنگ می کرد و یک تکه پوست بزغاله روی سر خود می گذاشت و در آن سوراخهایی برای چشم و نفس کشیدن ایجاد می کرد.

این فرد معمولا کمربند پهنی از چرم و یا پارچه بصورت شال در کمر می بست که با منگوله های رنگی و زنگوله تزئین شده بود و پاپیج های ویژه چوپانان را نیز بر پا داشته و چوب دستی به نسبت بزرگی را نیز به دست می گرفت.

دسته ناقالی در کوچه ها به گردش در می آمدند کوسه در پیشاپیش گروه حرکت می کرد و با باز و بسته کردن دستها و تکان دادن بدن خود صدای زنگوله ها را در می آورد. کوسه به در هر خانه که می رسید وارد می شد و بقیه از پشت سر او وارد می شدند یکراست به سراغ درطویله گوسفندان می رفت و با چوبدستی ضربه ای به در می زد به این اعتقاد که شگون دارد و موجب آمدن خیر وبرکت و باروری و زایش گوسفندان و بزها می شود و سپس زنگوله ها را دوباره به صدا در می آورد و می خواند:

               ناقالی گنده گنده                            چهل رفته پنجاه مانده
               بزتان بره می زاد                            میشتان بزغاله می زاد
              گربه تان سگ توله می زاد                 زنتان بچه می زاد
               نافالی به این بزرگی                        کالا پالا نداره
               مشتی رفته براش بیاره                     الله نگهدارش بداره
               ناقالی گُنده گُنده                            چیزی باقی نمانده
و با این آواز خوانی کوسه، بازیگران نقش تگه ها با هم چوب بازی می کردند و با عروس کوسه می رقصیدند .
اوج جشن و هنر نمای کوسه و همراهان در منزل کد خدا یا بزرگ ده است در این خانه کوسه هنر نمایی را به حد کمال می رساند و سنگ تمام می گذارد و صاحبخانه مبلغی پول و یا خوراکی به کوسه می دهند و کوسه می خواند:

                      دودمانت بر قرار باد                   سالیانه ات بلند باد
                    ارباب خودم مثل گذشت              مرتضی علی کمر شو بسته
این گونه از مراسم آیینی نمایشی شناخته شده ترین مراسم آیینی نمایشی در سطح شهرستان شازند است تا آن حد که از دل این مراسم ضرب المثل به در آمده در زبان و گفتگوی مردم شهرستان هنوز رایج است. چنانچه کسی خود را به بیماری بزند و اصطلاحاً تمارض کند می گویند فلانی خود را به کوسه بازی زده است.

گفته شده نقش کوسه از صورت کهن این واژه یعنی کلمه آرامی «کوزبرت»(Kuzbarta)به معنی گیاه گشنیز است که نام عروسکهایی مقدس در رسوم باران خواهی در مناطق مرکزی و جنوبی ایران بوده و با نام کوسه گلین نامیده می شده است.



نظرات